دیروز مصاحبه ای از یک دوست را در یکی از مطبوعات محلی ملاحظه کردم که تعجبم را برانگیخت.
این دوست من پس از کلنجار رفتن در سازمان متبوع خویش برای اجرای اهداف و برنامه های مورد نظرش بالاخره راهی را انتخاب کرد که شایسته ی مردم داران روابط عمومی نیست !
حتما می پرسید این دوست تو مگر چه کار کرده که اینگونه متعجب شده ای ؟!
عجله نکنید ! من هم چون هنوز متن کامل مصاحبه وی را نخوانده ام کمی تامل می کنم تا متن کامل آن را در شماره بعدی نشریه ی مزبور بخوانم و بعد به موضوع بپردازم!
اما فکر می کنم گفتن دو نکته در اینجا خالی از لطف نیست و آن اینکه :
۱- گرچه معضلات و محدودیتهای اعتبار و بودجه و امکانات و نیروی انسانی و ... می تواند بر فعالیتهای روابط عمومی تاثیر منفی بگذارد ولی مدیران هوشمند روابط عمومی با دست و پنجه نرم کردن با این مشکلات و همچنین نوع فعالیت خود اعتبار و بودجه و حمایت ها را به سمت روابط عمومی جلب می کنند.
۲- مشکلات و مسایل داخلی یک سازمان برای دستیابی به اهداف و اجرای برنامه های یک موضوع طبیعی است که مدیران هوشمند روابط عمومی باید بر آن فایق آیند و رسانه ای کردن مشکلاتی که در روابط درون سازمانی وجود دارد اشتباهی محض است که نه تنها گرهی از کار نخواهد گشود ، بلکه مشکلات را پیچیده تر خواهد کرد. به ویژه آن که سازمان متبوع به نوعی در مسایل سیاسی نیز نقش آفرین باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385   توسط محمد امامی
|