در آستانه 27 اردیبهشت ، روز روابط عمومی قرار داریم. در این مقوله گفتنی
ها بسیار است و خوب است به جای تعریف از روابط عمومی به تعریف روابط عمومی
بپردازیم.
در این مجال در راستای انتقاد از درون ! به نقدگونه تصویری از موضوع پلاکارد نویسی می پردازیم!
متاسفانه
فعالیت بسیاری از روابط عمومی ها در کشور ما در برگزاری مراسم و
پلاکاردنویسی و نصب پلاکارد خلاصه شده و تاسف بارتر این که این فعالیت هم
به نحو موثر و مفید و با سلیقه صورت نمی گیرد.
نگاهی به چندتا عکس زیر ، ما را از توضیح بیشتر در مورد این مطلب بی نیاز می کند : !
اگر قرار باشد بین هواپیما و راه آهن ، یکی را انتخاب کنید، باید راه آهن را انتخاب کنید.مقام معظم رهبری
روز قدس روز حیاط اسلام است روابط عمومی و پایگاه بسیج شهید قدوسی دادگستری کل گلستان
سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق (ع) را به عموم مسلمین تبریک می گوئیم.روابط عمومی سازمان ملی زمین و مسکن
جناب آقای فردریک خاموخ خوشابو دارنده شماره حساب 7782275 از این شعبه برنده کمک هزینه سفر به عتبات عالیات گردیده است.
روابط عمومی بانک ....
عرصه دامپزشکی عرصه خدمت به انسانهاست.
دانشکده دامپزشکی دانشگاه تبریز
گویا
این مشکل به بیرون از جامعه روابط عمومی هم سرایت کرده ! حال پرسش اینجاست
که جامعه از روابط عمومی تاثیر گرفته یا این نوع روابط عمومی بر جامعه
تاثیرگذارده است ! خدا کند این پلاکارد با مشورت یکی از همین روابط عمومی
ها نوشته نشده باشد !
نگاه کنید :
مادرجان درگذشت گرامیتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می نمائیم.
مقصود و یعقوب و داوود
+
نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387   توسط محمد امامی
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386   توسط محمد امامی
|
توسط پایگاه اطلاع رسانی دولت گفته شده مدیران کل روابط عمومی استانداری ها در شورای برنامه ریزی استان و کارگروههای «پژوهش و آمار» و « فرهنگ و هنر » « حضور » می یابند ! و سخنگوی دولت از وزیر کشور اجرای این کار را خواسته است.
به دنبال این خواسته ، وزیر کشور هم در بخشنامه ای از استانداران سراسر
کشور خواسته است تا « به منظور ايجاد شبكههاي اطلاعرساني و بهرهبرداري
از آن در سطح استان و بين دستگاههاي اجرايي استاني ، دستور فرماييد از
اين به بعد از مديران كل روابط عمومي به عنوان « ناظر » در كارگروههاي تخصصي دعوت شود.»

به نظر می رسد ارتفاع خیز دولت برای ارتقای
جایگاه روابط عمومی در ساختار دستگاههای دولتی که با تدوین آیین نامه
باصطلاح جامع روابط عمومی آغاز شد و با سفارش سخنگوی دولت و نه شخص رییس
جمهور برای « حضور » و نه « عضویت دارای حق رای »
مسئولان روابط عمومی استانداری ها در کارگروههای تخصصی ادامه یافت ، خیز
کوتاهی است که دردهای کهنه ی روابط عمومی را درمان نخواهد کرد. این در
حالی است که سخنگوی دولت به « نبود بستر مناسب ساختاري در استانها » و
« لزوم اقدامات مناسب در سطح استان ها » اعتراف کرده است.
واضح
است که صرف نظر از دیگر ضرورتهای بنیادی تحول در نهاد روابط عمومی ،
چنانچه در زمینه ارتقای جایگاه روابط عمومی بخواهد اتفاق یا رویدادی
خوشایند و اثربخش رخ دهد ، چگونگی باور مسئولان ارشد دولت به ویژه شخص
رییس جمهور ، سخنگوی دولت و مشاوران ارتباطی آنان نقشی بی بدیل خواهد
داشت و مهمترین ضرورت امروز تغییر نوع نگاه آنان به روابط عمومی از یک
عنصر صرفا «حاضر» و «ناظر» به « عنصری فعال و نقش آفرین » در عرصه های ارتباطی دولت و ملت است.
باوری که مستلزم پذیرش مردم مداری و ولی نعمت بودن مردم و تن دادن به آرای
مبتنی بر شناخت و آگاهی اقشار گوناگون و به ویژه نخبگان و متخصصان جامعه
است.
+
نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386   توسط محمد امامی
|
دیروز مصاحبه ای از یک دوست را در یکی از مطبوعات محلی ملاحظه کردم که تعجبم را برانگیخت.
این دوست من پس از کلنجار رفتن در سازمان متبوع خویش برای اجرای اهداف و برنامه های مورد نظرش بالاخره راهی را انتخاب کرد که شایسته ی مردم داران روابط عمومی نیست !
حتما می پرسید این دوست تو مگر چه کار کرده که اینگونه متعجب شده ای ؟!
عجله نکنید ! من هم چون هنوز متن کامل مصاحبه وی را نخوانده ام کمی تامل می کنم تا متن کامل آن را در شماره بعدی نشریه ی مزبور بخوانم و بعد به موضوع بپردازم!
اما فکر می کنم گفتن دو نکته در اینجا خالی از لطف نیست و آن اینکه :
۱- گرچه معضلات و محدودیتهای اعتبار و بودجه و امکانات و نیروی انسانی و ... می تواند بر فعالیتهای روابط عمومی تاثیر منفی بگذارد ولی مدیران هوشمند روابط عمومی با دست و پنجه نرم کردن با این مشکلات و همچنین نوع فعالیت خود اعتبار و بودجه و حمایت ها را به سمت روابط عمومی جلب می کنند.
۲- مشکلات و مسایل داخلی یک سازمان برای دستیابی به اهداف و اجرای برنامه های یک موضوع طبیعی است که مدیران هوشمند روابط عمومی باید بر آن فایق آیند و رسانه ای کردن مشکلاتی که در روابط درون سازمانی وجود دارد اشتباهی محض است که نه تنها گرهی از کار نخواهد گشود ، بلکه مشکلات را پیچیده تر خواهد کرد. به ویژه آن که سازمان متبوع به نوعی در مسایل سیاسی نیز نقش آفرین باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385   توسط محمد امامی
|
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط محمد امامی
|
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط محمد امامی
|
هنوز هم در لابه لاي نوشته ها و مطالبي كه برخي از دوستان و همداستانان روابط عمومي در EPRSOFT مشاهده مي شود، در تعاريف و وظايف ، بيش از حد متعارف بر لزوم نفوذ در افكار عمومي و مخاطبان تاكيد مي شود.
اما تاكيد بر «نفوذگري» در شرايطي كه سخن از «مردم داري» و هوشمندي مخاطبان مي رود، براي روابط عمومي هاي آگاه، جاي خود را به «تفاهم طلبي» و «هم فهمي» داده است.
از آنجا كه امروزه دوره ي منفعل پنداري مخاطب به سرآمده است و مخاطبان امروزي از عقل ارتباطي برخوردارند، ديگر الگوهاي ارتباطي مبتني بر نفوذ حتي اقناع مخاطبان، الگوهاي پيشرفته اي براي روابط عمومي ها نيستند.
روابط عمومي با هدف «نفوذگرايي» تنها با اطلاع رساني صرف به مخاطبان، آنان را آماج پيامهاي خود قرار مي دهد و در پي تحميل عقيده و نظر به مخاطبان است.
در حالي بر «نفوذگري» تاكيد مي شود كه الگوهاي ارتباطي در روابط عمومي به سوي تكامل پيش مي رود و رفته رفته الگوهايي كه نقش مخاطب در آن ناديده انگاشته مي شود، كاربرد خود را از دست داده و روابط عمومي با بهره گيري از الگوهاي متعالي ارتباطي، بايد به سمت و سويي برود كه مخاطب را آگاه شمرده و محور جريان ارتباطي بداند. مهم ترين ويژگي اين الگو «تفاهم» و هم ترازي منبع و مخاطب در فرايند ارتباط است.
بر خلاف روش «نفوذگري» كه به دنبال تحميل ديدگاه خويش بر مخاطب است «روابط عمومي تفاهم طلب» مي كوشد تا در برنامه ريزي ها، قالب سازي ها و تصميم سازي ها، مخاطب را شركت دهد و از هرگونه تحميل به مخاطبان پرهيز كند.
اگر روابط عمومي «فن نفوذگري» تلقي شود، «روابط عمومي نفوذگر» بايد صرفا به مخاطبان، اطلاع رساني كرده و آنان را آماج پيام هاي خود قرار دهد، در حالي كه «روابط عمومي تفاهم طلب» ضمن اقدام در زمينه ي وظيفه ي گزارش دهي به مردم از فعاليتها و خودافشاگري براي توسعه ي سطح آگاهي مردم از روند امور و برنامه هاي سازمان، تأثيرپذيري از افكار عمومي و مخاطبان را مكمل اطلاع رساني مي داند و آن را به عنوان اولويت مدنظر قرار مي دهد.
همه ي شواهد به اين واقعيت اشاره دارد كه امروزه عصر منفعل پنداري و نفوذپذيري مخاطبان به سرآمده است و روابط عمومي بايد براي رسيدن به تفاهم، همدلي، هم فهمي و گفتگو با مخاطبان به دنبال تكامل و تأثيرپذيري از آنان باشد و اميد است اين مضمون در عرصه ي فعاليت روابط عمومي ها و نوشته هاي وبلاگهاي EPRSOFT با تاكيد بيشتري مد نظر قرار گيرد.
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط محمد امامی
|
شفاف سازي مشكلات و مسايل، از جمله ضرورتهاي خدمت رساني به مردم و پنهان نگاه داشتن و كوچك تلقي كردن آنها، منجر به ترغيب نشدن دست اندركاران براي شفاف سازي مشكلات و در نهايت رسيدگي نكردن و حل نشدن آنها مي شود.
پيش بيني وجود مكانيزم هاي خاص در هر بخش از دستگاهها، حوزه ها و واحدهاي خدمت رسان و خدمتگزار براي اطلاع رساني و دريافت بازخوردها و شفاف سازي ديدگاهها، انتقادها و پيشنهادهاي مردم از اقدامات اساسي در امر خدمت رساني به مردم است و آن را كارآمد و اثربخش مي سازد.
آنچه در «تكريم مردم و جلب رضايت ارباب رجوع» و خدمت رساني به مردم يك اصل بنيادين محسوب مي شود، تلاش همه جانبه و تمركز بر روي «خدمت گيرندگان» ، «ارباب رجوع» يا «مشتريان» و تاكيد بر جلب رضايت مردم است.
اما آنچه يادآوري و تاكيد مجدد بر آن مي تواند خدمت رساني دستگاهها به مردم را موفقيت آميز و اثربخش كند، ابتكار عمل داشتن روابط عمومي در ايفاي وظايف خود با قدرت و توان لازم و همچنين توجه تمامي اجزاي سازمانها ، اعم از مديران، كارشناسان و كارمندان به نيازهاي مردم و شناخت مسايل و مشكلات است و مهم تر اين است كه نبايد در مرحله ي شناخت بمانيم.
ماندن، توقف و درجازدن در مرحله ي شناخت مشكلات مردم، هرگز پيامدهاي مطلوبي را براي سازمانها ، مردم و جامعه دربر نخواهد داشت.
تجزيه و تحليل و شناخت مشكلات در خدمت رساني به مردم تنها يك گام اساسي و ابتدايي است كه روابط عمومي سازمانها بايد با نهايت دقت و صحت به آن بپردازند، رفع مشكلات با اقدام عملي و علمي و بر اساس معيارهاي سنجيده، امكان پذير است و در اين مسير، امر نظارت و كنترل ، جايگاه ويژه اي دارد كه روابط عمومي ها نبايد از آن غفلت كنند.
تجارب حال و گذشته در جامعه ي روابط عمومي نشان مي دهد در هر كجا كه شناخت مفيدي از كار و نظارت موثري بر آن وجود داشته، نتايج مفيد و ارزنده اي را در بر داشته است.
به طور خلاصه بايد گفت روابط عمومي ها براي ايفاي بهتر مسئوليت هاي خويش و همچنين كارآمد ساختن خدمت رساني به مردم و رفع مشكلات و تامين نيازها و انتظارات آنان بايد اين مراحل را طي كنند:
الف) شناخت روشن و واضح مشكلات، نيازها و توقعات و همچنين فرصتها، تهديدها، نقاط ضعف و قوت و شنوا بودن در اين زمينه.
ب) تجزيه و تحليل منطقي فرايندهاي خدمت رساني و پرهيز از پيش داوري ها و تعصب هاي بيجا.
ج) تدوين راه حل هاي منطقي و بهينه با آينده نگري.
د) اجراي راه حل هاي مدون شده.
ه) مطالعه و بررسي نتايج و دريافت بازخورد از آثار اجراي اين راه حل ها و كنترل موثر
و) استاندارد كردن راه حل هايي كه پس از دريافت بازخورد، مفيد و موثر تشخيص داده مي شود.
ز) برنامه ريزي براي آينده بر اساس استانداردها و معيارهاي شناخته شده و پيشگيري از بروز مشكلات با حذف علتهاي پيدايش آنها.
همه ي آنچه گفته شد علاوه بر اين كه مستلزم عزم عمومي و حس همكاري همه ي خدمتگزاران است، ابتكار عمل و توان روابط عمومي و التزام عملي مسئولان سازمانها را در تمامي سطوح طلب مي كند. اين التزام عملي بايد دربردارنده ي حمايت واقعي و قلبي مديران و مسئولان و استمرار آن بوده و پشتيباني هاي مقطعي و كوتاه مدت، آثار مطلوبي در بلندمدت نخواهد داشت.
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط محمد امامی
|
حضور و وجود « روابط عمومي » در حيات اجتماعي ما بيانگر نياز جامعه به نهادي براي تنظيم تعامل سازمانها با مردم و ارائه ي خدمات خاصي به آنان است.
اعتبار و بقاي « روابط عمومي » به نوع تصميم ها و چگونگي اقدامات براي تامين نيازهاي مردم و سازمانها بستگي دارد و چنانچه اين خدمات و فعاليتها، هم به لحاظ كمٌي و هم كيفي از سوي جامعه مورد پذيرش واقع نشود، ناخشنودي عمومي ، مجالي براي حفظ اعتبار و بقاي « روابط عمومي » نخواهد گذاشت.
اما يكي از اساسي ترين پيش نيازها براي توفيق جامعه ي روابط عمومي در اجتماع ما ، يكپارچگي از درون است. براي تحقق اين مهم لازم است بزرگان، استادان و مسئولان نهادهاي مختلف روابط عمومي در كشور، از جزءنگري و شيفتگي صرف نسبت به اهداف و روشهاي سازمان، انجمن، گروه يا نهاد خود دست بردارند و اهداف ملي روابط عمومي را به عنوان راهنماي خود در تلاشهايشان فراراه قرار دهند.
بدون ترديد جامعه ي روابط عمومي كشور نمي تواند سربلندي و اعتبار خود را حفظ كند در حالي كه مسئولان و بزرگان انجمنها و نهادهاي روابط عمومي، هركدام به دنبال اهداف بخشي و گروهي و منافع خود بوده و منافع و اهداف ملي روابط عمومي را مد نظر نداشته باشند.
از اين رو بايد بين سازمانها ، انجمنها و نهادهاي روابط عمومي و اهدافشان با اهداف ملي روابط عمومي پيوند زده شود و آن اهداف، سرلوحه ي فعاليت هر نهاد قرار گيرد.
گروههاي مختلف روابط عمومي ، چنانچه به منافع و اهداف عمومي و كلان و ملي روابط عمومي حرمت ننهند، ناتواني در ايفاي مسئوليتهاي عظيم، بيشتر شدن شكاف سازمانها با مخاطبان، پراكنده شدن توانايي هايي كه مي تواند با هم افزايي، گره هاي پيچيده اي را باز كند و مهم تر از همه، نارضايتي عمومي ، سازمانهاي جامعه را در بر خواهد گرفت و اگر با اندكي دورانديشي به قضيه توجه نكنند، اين مشكلات آخرالامر گريبان خودشان را نيز خواهد گرفت.
لذا چون سازمانها و نهادها و انجمنهاي روابط عمومي مي توانند تاثير عمده اي بر حركت روابط عمومي كشور داشته باشند، لاجرم چگونگي فعاليت آنها بايد به گونه اي باشد كه در اثر آن زياني به اهداف ملي روابط عمومي و اعتبار جايگاه روابط عمومي وارد نشود و در صورت زيان، نهاد و يا انجمن مربوطه ملزم به جبران آن باشد.
تا زماني كه در گروهها و نهادهاي مختلف روابط عمومي ، مسئوليت اجتماعي وجود نداشته باشد، هيچگونه پاسخگويي از سوي آن نهاد در برابر جامعه ي روابط عمومي و اجتماع وجود ندارد و در يك كلام، « مسئوليت اجتماعي » ، پيش فرض « پاسخگويي اجتماعي » است، يعني مسئولان نهادهاي روابط عمومي ، ابتدا بايد مسئوليت اجتماعي خويش را بشناسند، سپس در جهت آن اقدام كنند.
مسئوليت اجتماعي ، با مورد توجه قرار دادن ضوابط اخلاقي و تمركز روي اهداف و نتايج، عملي مي شود. ليكن پاسخگويي اجتماعي، بدون توجه به برنامه هاي عملي و تمركز بر ابزار و وسايل محقق نخواهد شد.
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط محمد امامی
|
وضعيت ويژه اي كه به دنبال اتخاذ سياست كوچك سازي دولت در سيستم دولتي ايجاد شده، محدوديتهايي را در استخدام و بكارگيري نيروي انساني ايجاد كرده است.
از سويي هرچه به پيش مي رويم با افزايش روزافزون جمعيت و خدمات دولتي و بالطبع افزايش مخاطبان اغلب سازمانهاي دولتي روبه رو هستيم و اهميت فعاليتهاي گسترده تر روابط عمومي ها روزافزون مي شود.
يكي از شيوه هايي كه برخي روابط عمومي هاي كارآمد براي اجراي وظايف و ايفاي مسئوليتهاي خويش از آن بهره مي جويند، بهره گيري از نيروي كار و توان و استعدادهاي بخش غير دولتي و واگذاري برخي از امور و فعاليتها به اين بخش است.
اما آيا بهره گيري از بخش غير دولتي مي تواند معضلات كمبود نيروي انساني و كار پرحجم روابط عمومي دستگاههاي دولتي را در شرايط كنوني مرتفع نمايد؟
بي ترديد ورود ناآگاهانه به اين موضوع و بكارگيري ناشيانه بخش غير دولتي نه تنها مشكلي از مشكلات روابط عمومي حل نخواهد كرد، بلكه هر روز روابط عمومي ها را به بحران جديدي كشانده و از فعاليتهاي اصلي خود دور مي سازد. روابط عمومي ها نيز در شرايط جديد بايد تلاش كنند سطح فعاليتهاي خود را از فعاليتهاي تصدي گري و خدماتي به فعاليتهاي مديريتي و نظارتي ارتقا دهند.
* شرايط موفقيت در واگذاري امور روابط عمومي به بخش غير دولتي
در هنگامي كه چاره اي نداريم جز اينكه فعاليتهايي را به بخش غير دولتي واگذار كنيم، بايد توجه داشته باشيم، واگذاري اين امور به معناي رها كردن آن ها نيست، بنابراين پيش از واگذاري، در حال واگذاري و پس از آن بايد همواره آگاهيهاي لازم را داشته و مراقبت نماييم تا همه تهديدهاي احتمالي را به فرصتهايي براي جهش ، پيشروي و موفقيت روابط عمومي تبديل كنيم.
شرايط ذيل مي تواند موفقيت ما را در واگذاري امور به بخش غير دولتي طي قراردادهاي رقابتي پيمانكاري تضمين نمايد:
1 - شناخت دقيق كار با تمامي پيش نيازها و ضرورتهاي آن
2 - شناخت و تبيين واضح و روشن انتظارات روابط عمومي از بخش غير دولتي در كار مورد نظر
3 - تدوين واقع بينانه و دقيق شرح كار و وظايف پيمانكار
4 - روشن بودن حدود تعهدات روابط عمومي
5 - تدوين عالمانه و دقيق قرارداد پيمانكاري و پيش بيني هاي كافي براي ارائه خدمت صحيح و متعهدانه و راهكارهاي نظارتي موثر
6 - تمهيدات لازم براي بكارگيري نيروي انساني توانمند و ماهر و داراي ويژگيهاي مورد نياز شغل و انتخاب شايسته ترينها براي ارائه خدمات مورد نظر
7 - روشن بودن و تعهد كافي داشتن مرجع نظارتي
8 - نظارت مستمر و كارآمد بر فرايند و نحوه ارائه خدمت توسط پيمانكار
9 - ارزيابي دقيق فرايندهاي كار واگذار شده و لحاظ نمودن اصلاحات مورد نياز در قراردادهاي آتي
بديهي است كارآمد ساختن روابط عمومي و شناخت نقاط ضعف و قوت و تهديدها و فرصتها و رفع سريع مشكلات احتمالي ، روابط عمومي ها را قادر خواهد ساخت تا ضمن جلب رضايت مشتريان و ارباب رجوع، گام موثري را در جلب اعتماد عمومي مردم به سازمانهاي مربوط به خود كه در واقع سرمايه اجتماعي آنها محسوب مي شوند بردارد.
بدون ترديد هر فعاليتي با طراحي و برنامه ريزي مدبرانه، اجراي دقيق و عالمانه و آگاهانه، نظارت و كنترل متعهدانه و ارزيابي دلسوزانه و صادقانه مي تواند بنيان جامعه اي پويا و پيشرفته را پي ريزي و تقويت نمايد.
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385   توسط محمد امامی
|